سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
41
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
اين روايت را كه به ياد آوردم بسيار نگران شدم و ترسيدم . به حضرت رسول اللّه پناه بردم و دعا كردم و پيروزى لشكر اسلام « 1 » را خواستار شدم . در اين موقع بود كه از خواب بيدار شدم . شرح خواب خود را به كسى نگفتم اما تا مدتها غم و اضطراب آن خواب را در دل داشتم . اتفاقا حضرت مصطفى پاشا براى فتح قلعهء هويزه و سركوب طائفهء اعراب مشعشع اراده فرمود . اين حقير را نيز براى اينكه از طرف عليان اوغلى « 2 » به ولايت ضررى نرسد با پنج قطعه غدرغه بسوى جزاير « 3 » فرستاد . سربازانى كه از لشكر مصر در كشتىها بودند با اين كشتىها رفتند . مقدر الهى آن بود كه فتح قلعه ميسر نشد . بيش از صد نفر از تفنگ - اندازان خوب ما شهيد شدند . هرچند از اين واقعه بسيار دل افسرده شدم اما پيش خود فكر كردم كه تعبير آن خواب هولناك همين بوده است . ديگر نگرانى و ترسم از ميان رفت . اما معلوم است كه با تدبير نمىتوان تقدير را تغيير داد . شيخى اولاجق نسنه اولور چار و ناچار * كرك سن كو كليلى كك طوت كرك طار « 4 »
--> ( 1 ) - منظور لشكر عثمانى است كه بايد در برابر پرتغاليها مىجنگيد . ( 2 ) - پسر « آليون » فرمانده پرتغالى در خليج فارس . ( 3 ) - حدود آبادان كنونى و دهانه شط العرب و جزيره خارك . ( 4 ) - معنى شعر « شيخى » چنين است : آنچه شدنى است ناچار خواهد شد چه تو از آن دلخوشى باشى و چه دلتنگ .